ترجمه "mostra" به فارسی

namâyeshgâh, ارائه, جشن بهترین ترجمه های "mostra" به فارسی هستند.

mostra noun verb feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • namâyeshgâh

  • ارائه

    noun feminine

    Ma diversamente da molti specchi, che mostrano te integrato con l'esterno questi specchi sono vuoti.

    اما برخلاف اکثر آینهها، که نمایی از بیرون به شما ارائه میدهند این آینهها خالی بودند.

  • جشن

    noun

    Ci vestiremo tutti da mostri.

    یه جشن بالماسکه و تولد رو با هم میگیریم

  • ترجمه های کمتر

    • جشنواره
    • عید
    • فستیوال
    • نمایش
    • نمایشگاه
    • نمونه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mostra " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "mostra"

عباراتی شبیه به "mostra" با ترجمه به فارسی

  • نمایشگاه هنری
  • div · بازی طبیعت · زبر دست · غول · ماهر · هنرشناس · هیولا · هیولایی · وسواس
  • nemudan · neshân dâdan · ابراز داشتن · اشکار ساختن · برهنه کردن · معلوم کردن · نشان دادن · نمایش · نمودن · کشف کردن
اضافه کردن

ترجمه های "mostra" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه