ترجمه "mostrare" به فارسی
نشان دادن, نمایش, nemudan بهترین ترجمه های "mostrare" به فارسی هستند.
mostrare
verb
دستور زبان
Fare in modo che qualcuno veda qualcosa.
-
نشان دادن
verbFare in modo che qualcuno veda qualcosa.
In realtà essere pronti a perdonare e a mostrare misericordia è forse il modo principale di mostrare ragionevolezza.
در حقیقت غفّار بودن و رحمت نشان دادن، تقریباً راه کلیدی برای نشان دادن معقولیت است.
-
نمایش
nounLaciate che vi mostri un'immagine di un tipo di biodiversità.
بگذارید، تصویری از یکی از فرم های گوناگونی را برایتان نمایش دهم.
-
nemudan
-
ترجمه های کمتر
- neshân dâdan
- ابراز داشتن
- اشکار ساختن
- برهنه کردن
- معلوم کردن
- نمودن
- کشف کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mostrare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mostrare" با ترجمه به فارسی
-
نمایشگاه هنری
-
namâyeshgâh · ارائه · جشن · جشنواره · عید · فستیوال · نمایش · نمایشگاه · نمونه
-
div · بازی طبیعت · زبر دست · غول · ماهر · هنرشناس · هیولا · هیولایی · وسواس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن