ترجمه "musico" به فارسی
موزیسین, موزیکان, موسیقیدان بهترین ترجمه های "musico" به فارسی هستند.
musico
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
موزیسین
noun masculine -
موزیکان
noun masculine -
موسیقیدان
noun masculineLa tua musica è " La morte e la fanciulla " di Schubert.
موسیقی تو " مرگ و باکره " اثر شوبرت ـه ( ( موسیقیدان اتریشی قرن 19
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " musico " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "musico" با ترجمه به فارسی
-
خنياگر
-
موسیقی سکولار
-
موسیقی کلاسیک
-
موسیقی سازی
-
موسیقی رایانهای
-
موسیقی اکسپریمنتال
-
مربی موسیقی
-
فلسفه موسیقی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن