ترجمه "muso" به فارسی
بينی, بینی, akhm بهترین ترجمه های "muso" به فارسی هستند.
muso
noun
masculine
دستور زبان
-
بينی
noun masculine -
بینی
noun masculineHa quasi staccato il muso all'aereo, prima che lo perdessero di vista.
حتما پیش بینی کردن که قبل از ما هواپیما رو بدست بیارن
-
akhm
-
ترجمه های کمتر
- puzé
- پوزه
- حفره بيني
- خرطوم فیل
- رخسار
- سر ودست
- سوراخهای بيني
- سیما
- صورت
- قسمت جلو
- قیافه
- لقا
- لیوان
- نس
- نوک
- پرههاي بيني
- چهره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " muso " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "muso"
عباراتی شبیه به "muso" با ترجمه به فارسی
-
قهر
-
موش ستارهپوزه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن