ترجمه "musulmana" به فارسی

مسلمان, مسلم, مسلمون بهترین ترجمه های "musulmana" به فارسی هستند.

musulmana noun adjective feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسلمان

    noun

    I fratelli hanno dovuto spiegare la loro neutralità a soldati croati, serbi e a varie armate musulmane.

    برادران، مجبور بودند برای کرواسیها، صِربها و چند لشکر مسلمان توضیح دهند که موضع بیطرفی دارند.

  • مسلم

    noun feminine
  • مسلمون

    noun feminine

    Ne dai di botte per essere un bravo musulmano.

    برای یه مسلمون خوب پدر خیلیا رو درآوردی.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " musulmana " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "musulmana" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "musulmana" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه