ترجمه "muta" به فارسی
پوستاندازی, تیم, دست بهترین ترجمه های "muta" به فارسی هستند.
muta
noun
adjective
verb
feminine
دستور زبان
-
پوستاندازی
fenomeno biologico
-
تیم
noun -
دست
nounForse sapete che la nostra pelle muta, perdendo tra le 30-40 000 cellule epiteliali ogni ora.
شاید بدانید که ما پوست می اندازیم، حدود سی تا چهل هزار سلول پوست در هر ساعت از دست می دهیم.
-
ترجمه های کمتر
- دسته
- پوستریزی
- گروه
- یک دستگاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " muta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "muta" با ترجمه به فارسی
-
پوستاندازی اجباری · پوستاندازی القايي
-
پوستاندازی اجباری · پوستاندازی القايي
-
جهشيافته (گياه)
-
اسفنج بزرگ کارائیب
-
پرکوسنها
-
gong · lâl · sâmet · بیصدا · خاموش · ساكت · لال
-
فیلم صامت
-
tabdil kardan · ʼavaz kardan · ریختن · پوست انداختن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن