ترجمه "muto" به فارسی
لال, gong, lâl بهترین ترجمه های "muto" به فارسی هستند.
muto
adjective
verb
masculine
دستور زبان
-
لال
noun masculineAi giorni di Gesù i demoni avevano reso alcune persone mute e cieche.
در روزگار عیسی، دیوها برخی از انسانها را لال و یا کور میکردند.
-
gong
noun masculine -
lâl
-
ترجمه های کمتر
- sâmet
- بیصدا
- خاموش
- ساكت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " muto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "muto" با ترجمه به فارسی
-
پوستاندازی اجباری · پوستاندازی القايي
-
پوستاندازی اجباری · پوستاندازی القايي
-
جهشيافته (گياه)
-
اسفنج بزرگ کارائیب
-
پرکوسنها
-
تیم · دست · دسته · پوستاندازی · پوستریزی · گروه · یک دستگاه
-
فیلم صامت
-
tabdil kardan · ʼavaz kardan · ریختن · پوست انداختن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن