ترجمه "mutuo" به فارسی
dojânebé, vâm, قرض بهترین ترجمه های "mutuo" به فارسی هستند.
mutuo
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
dojânebé
-
vâm
-
قرض
noun masculine -
وام
noun masculinePer di più, Marelius lavorava a tempo pieno per pagare il mutuo della loro casa.
علاوه بر آن، مارلیوس لازم بود تماموقت کار کند تا قسط وام خانهشان را بپردازد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mutuo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Mutuo
-
وام مسکن
Forse abbiamo azzoppato uno o due broker di mutui.
منظورم اينه که ، شايد يکي دو تا دلال وام مسکن رو زمين زديم
عباراتی شبیه به "mutuo" با ترجمه به فارسی
-
تخریب حتمی متقابل
-
شورای همیاری اقتصادی دوجانبه · كومكون
-
رهن · گرو
-
كومكون
-
موکل
-
قرض دهنده
-
vâm gereftan
اضافه کردن مثال
اضافه کردن