ترجمه "nota" به فارسی
نت, havâshi, hâshié بهترین ترجمه های "nota" به فارسی هستند.
nota
adjective
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
نت
noun feminineA un certo punto Christian suonerà questa nota.
و در چند نقطه، کریستین نت ها را نشان خواهد کرد.
-
havâshi
-
hâshié
-
ترجمه های کمتر
- yâddâsht
- zeil
- تمایل
- توجه
- جدول
- حاشیه نویسی
- سیاهه برداری
- میل
- پانویس
- کنار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nota " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "nota" با ترجمه به فارسی
-
يادداشتهای ترخيص
-
shenâsândan · فهماندن
-
molâhezé kardan · motevajjé shodan · tavajjoh kardan · دیدن · ذکر کردن · کشف کردن
-
اشک بار · دوران · شنا · شناوری
-
not · نت
-
برجسته
-
mashhur · maʼlum · nâm-âvar · sar-shenâs · âshnâ · باد جنوبی · مشهور
-
یادداشت های ایمیل شده به من
اضافه کردن مثال
اضافه کردن