ترجمه "notata" به فارسی
اشک بار, دوران, شنا بهترین ترجمه های "notata" به فارسی هستند.
notata
particle
-
اشک بار
noun -
دوران
nounCon questo non vogliamo dire che nel passato le persone anziane non compissero azioni degne di nota.
البته، نمیتوان گفت که سالمندان دوران گذشته کارهایی چنین اعجابآور صورت نمیدادند.
-
شنا
nounMi sono tirato fuori di là e ho notato una macchina parcheggiata.
وقتي شنا کردم و ازش خارج شدم يه ماشين جلوش بود
-
شناوری
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " notata " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "notata" با ترجمه به فارسی
-
shenâsândan · فهماندن
-
molâhezé kardan · motevajjé shodan · tavajjoh kardan · دیدن · ذکر کردن · کشف کردن
-
not · نت
-
برجسته
-
havâshi · hâshié · yâddâsht · zeil · تمایل · توجه · جدول · حاشیه نویسی · سیاهه برداری · میل · نت · پانویس · کنار
-
mashhur · maʼlum · nâm-âvar · sar-shenâs · âshnâ · باد جنوبی · مشهور
-
yâddâsht kardan
-
zir-nevis
اضافه کردن مثال
اضافه کردن