ترجمه "nuotare" به فارسی
شنا کردن, شناویدن, شنا بهترین ترجمه های "nuotare" به فارسی هستند.
nuotare
verb
دستور زبان
Muoversi nell'acqua senza toccare il fondo.
-
شنا کردن
verbMuoversi nell'acqua senza toccare il fondo.
Questo è il momento di nuotare con grande umiltà.
الان دیگه وقت شنا کردن با فروتنی واقعی است. الان دیگه وقت شنا کردن با فروتنی واقعی است.
-
شناویدن
verbMuoversi nell'acqua senza toccare il fondo.
-
شنا
nounPreferirei andare a nuotare.
من بیش از اندازه شنا را دوست دارم.
-
ترجمه های کمتر
- shenâ kardan
- شناوری کردن
- شناریدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nuotare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "nuotare"
عباراتی شبیه به "nuotare" با ترجمه به فارسی
-
واترپلو
-
شنا در آبهای آزاد
-
شنای موزون
-
shenâ · اشک بار · دوران · شنا · شنا کردن · شناوری · شناکردن انسان · ورزش شنا
-
اشک بار · دوران · شنا · شناوری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن