ترجمه "ostacoli" به فارسی

دو با مانع, قید, قید و بند بهترین ترجمه های "ostacoli" به فارسی هستند.

ostacoli noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دو با مانع

    gruppo di specialità dell'atletica leggera

  • قید

    noun masculine

    La loro fuga non fu ostacolata dalle restrizioni del giorno di sabato e l’inverno, benché vicino, non era ancora arrivato.

    قید و بندهای روز سَبت، و نزدیکی زمستان که هنوز در راه بود، مانع فرار آنان نشد.

  • قید و بند

    noun masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ostacoli " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ostacoli" با ترجمه به فارسی

  • پرش با اسب
  • mâneʼ shodan · خجالت دادن · شرمسار شدن · قرار گرفتن · مانع حرکت شدن · مانع شدن · مختل کردن · مسدود کردن
  • mâneʼ · sad · امتناع · بازدارنده · سبب سقوط · مانع · مانع شونده · منع کننده · موجب لغزش · پاگیر · پاگیری
اضافه کردن

ترجمه های "ostacoli" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه