ترجمه "ostacolo" به فارسی

مانع, mâneʼ, sad بهترین ترجمه های "ostacolo" به فارسی هستند.

ostacolo noun verb masculine دستور زبان

Una ragione che impedisce a qualcuno di fare qualcosa. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مانع

    noun masculine

    Qualcosa di immateriale che impedisce il passaggio e che deve essere ovviato o sormontato.

    Persone che si rifiutano di credere che vivere in questi corpi grassi sia un ostacolo.

    آنان که نمی خواهند باور کنند که زندگی در این بدن های چاق واقعاً مانع چیزی است.

  • mâneʼ

  • sad

  • ترجمه های کمتر

    • امتناع
    • بازدارنده
    • سبب سقوط
    • مانع شونده
    • منع کننده
    • موجب لغزش
    • پاگیر
    • پاگیری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ostacolo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "ostacolo"

عباراتی شبیه به "ostacolo" با ترجمه به فارسی

  • پرش با اسب
  • mâneʼ shodan · خجالت دادن · شرمسار شدن · قرار گرفتن · مانع حرکت شدن · مانع شدن · مختل کردن · مسدود کردن
  • دو با مانع · قید · قید و بند
اضافه کردن

ترجمه های "ostacolo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه