ترجمه "pali" به فارسی
دیرکها, ستونها بهترین ترجمه های "pali" به فارسی هستند.
pali
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
دیرکها
-
ستونها
nounAnche gli oggetti legati al culto di Baal, come le colonne e i pali sacri, avevano connotazioni sessuali.
حتی اشیائی همچون ستونها و دیرکهای مقدس ( یا اشیریم، جمع اشیره) که در پرستش بَعل به کار میرفت به امور جنسی مربوط میشد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pali " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pali" با ترجمه به فارسی
-
pâni
-
دالبرژیا رتوزا
-
بیلچه · حفار · حفر کننده · کاوشگر
-
bil · khâk-andâz · بیل
-
tir · تیر دروازه · تیر عمودی دروازه · تیرک · ستون · پالار · پایه
-
ceshâʼi · saqq-e dahân · ذائقه · سق · سقف دهان · کام
-
دردسر
-
تزريقكنندههاي خاك
اضافه کردن مثال
اضافه کردن