ترجمه "palo" به فارسی
tir, تیر دروازه, تیر عمودی دروازه بهترین ترجمه های "palo" به فارسی هستند.
palo
noun
verb
masculine
دستور زبان
Pezzo verticale di legno, metallo ecc. che viene fissato nel terreno, in particolare per sostenere qualcosa.
-
tir
noun masculine -
تیر دروازه
noun masculinecome tra i pali della porta e lui è delle forze speciali.
مثل تیر دروازه، و تیم مخصوصش.
-
تیر عمودی دروازه
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- تیرک
- ستون
- پالار
- پایه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " palo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "palo" با ترجمه به فارسی
-
pâni
-
دالبرژیا رتوزا
-
بیلچه · حفار · حفر کننده · کاوشگر
-
دیرکها · ستونها
-
bil · khâk-andâz · بیل
-
ceshâʼi · saqq-e dahân · ذائقه · سق · سقف دهان · کام
-
دردسر
-
تزريقكنندههاي خاك
اضافه کردن مثال
اضافه کردن