ترجمه "pasto" به فارسی
ghazâ, غذا, بچه مگس بهترین ترجمه های "pasto" به فارسی هستند.
pasto
noun
masculine
دستور زبان
-
ghazâ
-
غذا
noun masculineUn pasto senza vino è come una giornata senza sole.
غذا بدون شراب مانند روز بدون نور است.
-
بچه مگس
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- جان کندن
- خوراک
- نویسنده مزدور
- وعده غذایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pasto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pasto"
عباراتی شبیه به "pasto" با ترجمه به فارسی
-
تطبیق · خوراک مختصر · مقابله · مقایسه
-
بسامد تغذیه دام · بسامد وعده غذایی
-
تغذیه کودک · غذاهاي مدرسه
-
تغذيه گروهي · تغذیه سازمانی
-
غذاهاي آماده · غذاهاي آماده پخت · غذاهای آماده · غذاهای از پیش آماده
-
شام
-
خوراكيهاي مختصر · غذاهای سرپایی
-
خوراكهاي منجمد · غذاهای منجمد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن