ترجمه "pastoia" به فارسی
بخو, زنجیر, قید بهترین ترجمه های "pastoia" به فارسی هستند.
pastoia
noun
feminine
دستور زبان
-
بخو
noun feminine -
زنجیر
noun feminine -
قید
noun feminineAltri sostengono che le pastoie di cui i cittadini devono liberarsi sono proprio quelle leggi!
در حالی که عدهای دیگر میگویند، این قوانین، همان غل و زنجیری است که اتباع باید از قید آن آزاد شوند!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pastoia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pastoia" با ترجمه به فارسی
-
ابزار مهار · افسارها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن