ترجمه "pensionante" به فارسی
شاگرد شبانه روزی, مستاجر بهترین ترجمه های "pensionante" به فارسی هستند.
pensionante
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
شاگرد شبانه روزی
noun -
مستاجر
nounSapete che la vostra pensionante è la seconda figlia di Victor Hugo?
... هيچ ميدونستين که مستاجر شما دختر دوم ويکتور هوگوئه ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pensionante " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pensionante" با ترجمه به فارسی
-
bâzneshasté
-
بازنشستگی · حقوق سالمندی · مستمریها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن