ترجمه "pensioni" به فارسی
مستمریها, بازنشستگی, حقوق سالمندی بهترین ترجمه های "pensioni" به فارسی هستند.
pensioni
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
مستمریها
-
بازنشستگی
Una volta in pensione, può essere ancora più necessario di prima seguire un programma e avere autodisciplina.
ممکن است که پس از بازنشستگی نیاز بیشتری به یک برنامهٔ روزانه و انضباط شخصی وجود داشته باشد.
-
حقوق سالمندی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pensioni " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pensioni" با ترجمه به فارسی
-
اتاق با صبحانه و شام
-
bâzneshasté
-
شاگرد شبانه روزی · مستاجر
-
bâzneshastegi · mehmânkhâné · بازنشستگی · حقوق · مزایای بازنشستگی · پانسیون
-
اتاق با سه وعده غذا
-
صندوق بازنشستگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن