ترجمه "permanente" به فارسی
dâʼemi, dâʼmi, fer-e mu بهترین ترجمه های "permanente" به فارسی هستند.
permanente
adjective
noun
masculine
feminine
دستور زبان
-
dâʼemi
-
dâʼmi
-
fer-e mu
-
ترجمه های کمتر
- mândegâr
- بیپایان
- جاودان
- دائمی
- ماندگار
- همیشگی
- پایدار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " permanente " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "permanente"
عباراتی شبیه به "permanente" با ترجمه به فارسی
-
ناحيه يخبندان دائمي · نواحی یخبندان دائمی
-
چراگاههای دائمی
-
خاکهای مرتع
-
کمیته دائمی
-
كارگران تماموقت · کارگر دائمی
-
مديريت مرتع · مديريت چراگاه · مدیریت علفزار
-
آموزش مستمر
-
به درازا کشیدن · دوام داشتن · دوام کردن · طول کشیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن