ترجمه "permanenza" به فارسی
edâmé, mândan, اقامت موقتی بهترین ترجمه های "permanenza" به فارسی هستند.
permanenza
noun
feminine
دستور زبان
-
edâmé
-
mândan
-
اقامت موقتی
noun feminineCom’era disposto l’accampamento di Israele durante la permanenza nel deserto, e cosa c’era al centro?
ترتیب اردوگاه اسرائیل در طول اقامت موقتی در صحرا به چه صورت بود، و در مرکز اردوگاه چه قرار داشت؟
-
پایداری
noun feminineIn che modo Isaia contrappone la precarietà della vita umana alla permanenza della “parola” di Dio?
اِشَعْیا ناپایداری عمر انسان و پایداری «کلام» خدا را چگونه با یکدیگر مقایسه میکند؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " permanenza " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن