ترجمه "pianto" به فارسی
geryé, گریستن بهترین ترجمه های "pianto" به فارسی هستند.
pianto
verb
noun
masculine
دستور زبان
-
geryé
-
گریستن
verbatto di produrre e rilasciare lacrime in risposta ad un'emozione
Anna aveva l’animo talmente amareggiato che scoppiò a piangere.
اشک در چشمانش جمع شد و شروع به گریستن نمود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pianto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pianto" با ترجمه به فارسی
-
بذركارها · بسترسازها · تجهيزات بذرافشاني · تجهيزات نهالکاری · تجهیزات کاشت · ماشينهاي گلدانکاری
-
غلات دانه كوچك (گياه)
-
محصولات درختي · محصولات كشتزار · محصولات کشتزاری · محصولات گیاهی · گياهان اقتصادي · گياهان زراعي · گياهان مفيد
-
زيستتنظيمگرها (گياه)
-
گياهان خانگي · گياهان درونخانهاي · گياهان مخزني · گیاهان گلدانی
-
نرزدایی گیاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن