ترجمه "pianura" به فارسی
جلگه, dasht, sahrâ بهترین ترجمه های "pianura" به فارسی هستند.
pianura
noun
feminine
دستور زبان
Estenso tratto di terra senza alberi con un vegetazione di arbusti, generalmente di bassa elevazione.
-
جلگه
nounVasto rilievo terrestre
-
dasht
-
sahrâ
-
هامون
noun feminineUna volta c'erano praterie, foreste e pianure con le doline, aree con le papere e tutte queste cose.
قبلا هامون و جنگل و دشت چالهای و محل زندگی اردکها و اینگونه موارد بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pianura " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pianura
-
جلگه
تصاویر با "pianura"
عباراتی شبیه به "pianura" با ترجمه به فارسی
-
دشتها
-
دشت آبرفتی
-
استانهای دشتهای جنوبی (یو.اس.آ)
-
دشتهای ساحلی
-
دشتهای سیلابی · سیلابدشتها
-
استانهای دشتهای شمالی (یو.اس.آ)
-
استانهای دشتهای شمالی
-
استانهای دشتهای جنوبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن