ترجمه "piatta" به فارسی
دوبه, قایق باری, هی بهترین ترجمه های "piatta" به فارسی هستند.
piatta
adjective
feminine
دستور زبان
-
دوبه
noun -
قایق باری
noun -
هی
nounEhi, Caroline, sembri meno piatta.
هی " کارولاین " ، سینه هات بنظر بزرگتر میان.
-
ترجمه های کمتر
- کبریت
- کرجی
- گیرانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " piatta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "piatta" با ترجمه به فارسی
-
استخراجكنندهها · الكها · جداسازها · سیکلونها
-
كرمهاي پهن · پهنکرمان · کرمهای پهن
-
سنج
-
دیس · صفحه گرامافون
-
boshqâb · hamvâr · sâf · بشقاب · دیس · سنج · صاف · مسطح · مسطّح · هموار
-
صافی کف پا
-
استخراجكنندهها · الكها · جداسازها · سیکلونها
-
بشقاب · دیس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن