ترجمه "picca" به فارسی
نیزه, درازنیزه بهترین ترجمه های "picca" به فارسی هستند.
picca
noun
feminine
دستور زبان
-
نیزه
noun feminineQuanta gente, solo in questa città, vorrebbe vedere la sua testa su una picca?
چند نفر توی همین شهر از خداشونه که سرش رو روی نیزه ببینن ؟
-
درازنیزه
arma inastata
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " picca " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "picca" با ترجمه به فارسی
-
داركوبان · داركوبهاي پرطلايي · دارکوبها
-
پیک · پیک (ورق)
-
قله
-
دارکوب
-
قله اسماعیل سامانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن