ترجمه "picchiare" به فارسی

kotak zadan, zarbézadan, زدن بهترین ترجمه های "picchiare" به فارسی هستند.

picchiare verb دستور زبان

Dare una lezione a; assoggettare a punizione o ad aggressione.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • kotak zadan

  • zarbézadan

  • زدن

    verb

    Alcuni genitori sono così severi che picchiano i figli fino a far loro del male.

    بعضی والدین آنچنان خشونت به خرج میدهند که با کتک زدن فرزندان خود به آنها آسیب بدنی میرسانند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " picchiare " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "picchiare" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "picchiare" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه