ترجمه "picchio" به فارسی
دارکوب, دارکوبها, dârkub بهترین ترجمه های "picchio" به فارسی هستند.
picchio
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
دارکوب
nounE il picchio forse si immedesima nella loro condizione.
و شاید دارکوب به آن ربط داشته باشد.
-
دارکوبها
-
dârkub
-
ترجمه های کمتر
- داركوبان
- داركوبهاي پرطلايي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " picchio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "picchio" با ترجمه به فارسی
-
داركوبان · داركوبهاي پرطلايي · دارکوبها
-
کمرکولی الجزایری
-
دارکوب خالدار بزرگ
-
بسیار عظیم · لیس
-
kotak zadan · zarbézadan · زدن
-
دارکوب جیلا
-
دارکوب سیاه
-
دارکوب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن