ترجمه "piena" به فارسی

toghyân, جمعیت, سیل بهترین ترجمه های "piena" به فارسی هستند.

piena noun adjective feminine دستور زبان

Accumulo inusuale di acqua sopra il livello della terra causato dall'alta marea, da piogge abbondanti, dal disgelo della neve o dallo scorrimento diffuso di acqua.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • toghyân

  • جمعیت

    noun feminine

    Gerusalemme è il centro della vita religiosa della nazione e, durante le tre feste annuali, è piena di gente.

    اورشلیم، یکی از شهرهای یهودیه مرکز فعالیتهای مذهبی اسرائیلیان بود و هنگام برگزاری سه عید سالانه، شهر مملو از جمعیت میشد.

  • سیل

    noun feminine

    Accumulo inusuale di acqua sopra il livello della terra causato dall'alta marea, da piogge abbondanti, dal disgelo della neve o dallo scorrimento diffuso di acqua.

    e alle piene dovute alla pioggia, come dimostra questa metropolitana allagata.

    و موجهای طوفانی، که در این سیل در داخل متروها دیده می شود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " piena " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "piena"

عباراتی شبیه به "piena" با ترجمه به فارسی

  • محصولات درختي · محصولات كشتزار · محصولات کشتزاری · محصولات گیاهی · گياهان اقتصادي · گياهان زراعي · گياهان مفيد
  • كارگران تماموقت · کارگر دائمی
  • por · sarshâr · آکنده · سیر · پر · پُر
  • ارتفاع اوجآب · بلنداب
  • badr · بدر · قرص کامل ماه · ماه شب چهارده
  • انقلاب زمستانی · وسط زمستان · چله زمستان
  • ارتفاع اوجآب · بلنداب
  • زراعت تماموقت
اضافه کردن

ترجمه های "piena" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه