ترجمه "pieno" به فارسی
por, پر, sarshâr بهترین ترجمه های "pieno" به فارسی هستند.
pieno
adjective
masculine
دستور زبان
Contenente la massima quantità possibile nello spazio disponibile.
-
por
adjective masculine -
پر
adjectiveNon parlare con la bocca piena!
با دهان پر صحبت نکنید.
-
sarshâr
-
ترجمه های کمتر
- سیر
- آکنده
- پُر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pieno " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pieno"
عباراتی شبیه به "pieno" با ترجمه به فارسی
-
محصولات درختي · محصولات كشتزار · محصولات کشتزاری · محصولات گیاهی · گياهان اقتصادي · گياهان زراعي · گياهان مفيد
-
كارگران تماموقت · کارگر دائمی
-
ارتفاع اوجآب · بلنداب
-
toghyân · جمعیت · سیل
-
badr · بدر · قرص کامل ماه · ماه شب چهارده
-
انقلاب زمستانی · وسط زمستان · چله زمستان
-
ارتفاع اوجآب · بلنداب
-
زراعت تماموقت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن