ترجمه "pisciare" به فارسی
شاشیدن, edrâr kardan, ادرار کردن بهترین ترجمه های "pisciare" به فارسی هستند.
pisciare
verb
دستور زبان
Lasciare che l'urina esca dalla vescica.
-
شاشیدن
verbLasciare che l'urina esca dalla vescica.
Sarà la pisciata in piedi più spettacolare della storia.
برای شاشیدن در موقعیتی که هیچ بشری نتونسته توش قرار بگیره آماده باش
-
edrâr kardan
-
ادرار کردن
verbMi ha pisciato sul tappeto!
, والتر اون روي قاليچه من ادرار کرد
-
کار بیهوده کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pisciare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن