ترجمه "piscio" به فارسی
شاش, جیش بهترین ترجمه های "piscio" به فارسی هستند.
piscio
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
شاش
nounEcco una situazione in cui essersi gettati piscia sulla testa risulta una pessima idea.
اين يکي از اون شرايطيه که کسي که روي کله اش شاش ريخته ، ايده هاي مزخرف ميده.
-
جیش
nounDio, è tipo un cane che piscia per il territorio.
خدایا مثل یه سگ شده که قلمروش رو با جیش مشخص می کنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " piscio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن