ترجمه "portavoce" به فارسی

guyandé, sokhangu, سخنگو بهترین ترجمه های "portavoce" به فارسی هستند.

portavoce noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • guyandé

  • sokhangu

  • سخنگو

    noun masculine

    Suo fratello Aaronne lo avrebbe accompagnato e gli avrebbe fatto da portavoce.

    او هارون، برادر موسی را به عنوان سخنگو برگزید.

  • سخنران

    noun masculine

    Abbiamo gia'deciso chi dovrebbe essere il portavoce di questa raccolta di fondi.

    ما تصميم خودمونو گرفتيم... که چه کسي بايد سخنراني اصلي اين مهموني رو انجام بده.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " portavoce " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "portavoce"

عباراتی شبیه به "portavoce" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "portavoce" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه