ترجمه "portato" به فارسی
اخرین شماره, برآمد, سرانجام بهترین ترجمه های "portato" به فارسی هستند.
portato
adjective
verb
noun
masculine
دستور زبان
Avere un'inclinazione naturale per qualcosa.
-
اخرین شماره
noun -
برآمد
nounCome riuscì a portare a termine l’incarico?
او چگونه از عهدهٔ این مأموریت برآمد؟
-
سرانجام
nounGli abusi portarono infine all’abolizione di questo privilegio.
سرانجام، سوء استفادهها منجر به لغو این تدارکی که مهیا شده بود، گشت.
-
ترجمه های کمتر
- مايل
- پی امد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " portato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "portato" با ترجمه به فارسی
-
ehterâm gozâshtan
-
bandar · langargâh · shrab prt · بندر · بندرگاه · شهر ساحلی · لنگرگاه · پناهگاه
-
بندرها · بندرگاهها
-
bâb · dar · dar-gâh · darvâzé · جای در · در · درگاه · درگاه رایانه · راهرو · گل
-
دروازه نهم
-
وزن تولههای همزاد
-
نخستين
-
اندازه تولههای همزاد · بهرهدهي تولههای همزاد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن