ترجمه "porto" به فارسی

لنگرگاه, بندر, bandar بهترین ترجمه های "porto" به فارسی هستند.

porto verb noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • لنگرگاه

    noun masculine

    یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا

    Quei due tizi del porticciolo mi hanno aggredito e l'hanno portata via.

    اون دو نفر که توي لنگرگاه بودن بهم حمله کردن و اونو با خودشون بُردن.

  • بندر

    noun

    struttura atta a consentire l'approdo e l'ormeggio a imbarcazioni

    Se l'affare del porto va male potrebbe mandarci in bancarotta.

    اگه اين مساله بندر به مشکل بربخوره ورشکست ميشيم.

  • bandar

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • langargâh
    • shrab prt
    • بندرگاه
    • شهر ساحلی
    • پناهگاه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " porto " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "porto" با ترجمه به فارسی

  • ehterâm gozâshtan
  • خود را جادادن · مكان
  • بندرها · بندرگاهها
  • درب · درها
  • bâb · dar · dar-gâh · darvâzé · جای در · در · درگاه · درگاه رایانه · راهرو · گل
  • دروازه نهم
  • وزن تولههای همزاد
  • نخستين
اضافه کردن

ترجمه های "porto" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه