ترجمه "porta" به فارسی

در, گل, درگاه بهترین ترجمه های "porta" به فارسی هستند.

porta noun verb feminine دستور زبان

Un'apertura o un passaggio attraverso una barriera o un muro. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • در

    noun

    apertura che permette il passaggio da un ambiente ad un altro [..]

    Apri un po' la porta!

    در را کمی باز کن!

  • گل

    noun

    Vi ho portato anche della consolida maggiore e corteccia di ciliegio per il dolore.

    گل گاوزبون و پوست درخت گيلاس هم براي دردش آوردم

  • درگاه

    noun

    strumento informatico di connessione

    Mentre camminava attraverso una porta bassa.

    اين اتفاق وقتي پيش اومده که داشتن از يک درگاه کوتاه وارد ميشدن !

  • ترجمه های کمتر

    • bâb
    • dar
    • dar-gâh
    • darvâzé
    • جای در
    • درگاه رایانه
    • راهرو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " porta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "porta"

عباراتی شبیه به "porta" با ترجمه به فارسی

  • ehterâm gozâshtan
  • خود را جادادن · مكان
  • bandar · langargâh · shrab prt · بندر · بندرگاه · شهر ساحلی · لنگرگاه · پناهگاه
  • بندرها · بندرگاهها
  • درب · درها
  • دروازه نهم
  • وزن تولههای همزاد
  • نخستين
اضافه کردن

ترجمه های "porta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه