ترجمه "porsi" به فارسی
خود را جادادن, مكان بهترین ترجمه های "porsi" به فارسی هستند.
porsi
verb
دستور زبان
Collocarsi in una determinata posizione. [..]
-
خود را جادادن
Inserirsi in un determinato contesto culturale, storico, e sim.
-
مكان
Collocarsi in una determinata posizione.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " porsi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "porsi" با ترجمه به فارسی
-
bandar · langargâh · shrab prt · بندر · بندرگاه · شهر ساحلی · لنگرگاه · پناهگاه
-
بندرها · بندرگاهها
-
درب · درها
-
bâb · dar · dar-gâh · darvâzé · جای در · در · درگاه · درگاه رایانه · راهرو · گل
-
دروازه نهم
-
فناوری خط دروازه
-
ʼarzé kardan · دادن · کمک کردن
-
کارگر بارانداز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن