ترجمه "portata" به فارسی

dâmané, kâr-bord, zarf-e ghazâ بهترین ترجمه های "portata" به فارسی هستند.

portata noun particle feminine دستور زبان

Piatto culinario che forma una parte di una seguenza che costituisce un menù. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • dâmané

  • kâr-bord

  • zarf-e ghazâ

  • ترجمه های کمتر

    • zarfiyat
    • دبی
    • میزان جریان
    • آهنگ شارش جرم
    • توان عملياتی
    • حدود
    • رسيدن به
    • محوطه
    • نوسان نما
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " portata " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "portata" با ترجمه به فارسی

  • ehterâm gozâshtan
  • bandar · langargâh · shrab prt · بندر · بندرگاه · شهر ساحلی · لنگرگاه · پناهگاه
  • بندرها · بندرگاهها
  • bâb · dar · dar-gâh · darvâzé · جای در · در · درگاه · درگاه رایانه · راهرو · گل
  • دروازه نهم
  • وزن تولههای همزاد
  • نخستين
  • اندازه تولههای همزاد · بهرهدهي تولههای همزاد
اضافه کردن

ترجمه های "portata" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه