ترجمه "posta" به فارسی

پست, post, اداره پست بهترین ترجمه های "posta" به فارسی هستند.

posta noun particle feminine دستور زبان

Edificio, ufficio o negozio che si occupa di recapitare lettere, posta o posta elettronica e di vendere francobolli, ecc. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پست

    noun

    servizio di trasporto e recapito lettere

    Ehi, questo Trickster ha appena postato un vlog.

    سلام ، این یارو حقه بازه الان یه پست تو اینترنت گذاشته.

  • post

  • اداره پست

    noun

    Be', la posta non arriva regolarmente in questo periodo dell'anno.

    خب این وقت از سال اداره پست مثل همیشه کار نمیکنه

  • ترجمه های کمتر

    • پستخانه
    • شرط
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " posta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "posta" با ترجمه به فارسی

  • gozârdan · gozâshtan · nehâdan · اظهار نظر کردن · تصور کردن · حدس زدن · شمردن · فرض کردن · نشلیدن · نهادن · هشتن · پنداشتن · گذاشتن
  • jâ · mansab · maqâm · pohal · post · اجازه نامه · جا · جايگاه · جایگاه · خوابگاه کشتی · محل · پروانه · یادداشت مختصر
  • اورانگوتان
  • پوشه صندوق دریافت
  • رفو کردن · شفا دادن · مرمت کردن
  • کاربر میل
  • آخورها
  • نقش پستی ایمیل Outlook
اضافه کردن

ترجمه های "posta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه