ترجمه "posto" به فارسی
جا, محل, جايگاه بهترین ترجمه های "posto" به فارسی هستند.
posto
verb
noun
masculine
دستور زبان
Posizione o area in uno spazio.
-
جا
nounSe aspetto, quant'è la possibilità di avere un posto?
اگر منتظر شوم، چقدر احتمال دارد جا گیرم بیاید؟
-
محل
nounAvevano buttato la vecchia serranda nel posto dove viene raccolta l'immondizia .
اونها کرکره قدیمی رو توی محل جمعاوری زباله دان انداختند.
-
جايگاه
noun masculinePosizione o area in uno spazio.
Ora, il posto d'onore in questa pratica è dato alla compassione.
و در اين اعمال، شفقت، بعنوان آن جايگاه والا معین شده است.
-
ترجمه های کمتر
- jâ
- mansab
- maqâm
- pohal
- post
- اجازه نامه
- جایگاه
- خوابگاه کشتی
- پروانه
- یادداشت مختصر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " posto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "posto"
عباراتی شبیه به "posto" با ترجمه به فارسی
-
gozârdan · gozâshtan · nehâdan · اظهار نظر کردن · تصور کردن · حدس زدن · شمردن · فرض کردن · نشلیدن · نهادن · هشتن · پنداشتن · گذاشتن
-
post · اداره پست · شرط · پست · پستخانه
-
اورانگوتان
-
پوشه صندوق دریافت
-
رفو کردن · شفا دادن · مرمت کردن
-
کاربر میل
-
آخورها
-
نقش پستی ایمیل Outlook
اضافه کردن مثال
اضافه کردن