ترجمه "potente" به فارسی
moqtader, nirumand, qavi بهترین ترجمه های "potente" به فارسی هستند.
potente
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
moqtader
-
nirumand
-
qavi
-
ترجمه های کمتر
- qâder
- tavânâ
- قوی
- هزبر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " potente " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "potente" با ترجمه به فارسی
-
شاید
-
توانمندسازی
-
قدرت اجرايي · قوه مجریه
-
qodrat · solté · tavânestan · yârestan · استطاعت · امکان داشتن · توانستن · تَوانِستَن · حلب کردن · قادر بودن · قدرت · قدرت داشتن · هیئت حاکمه
-
lâbod · شاید · گويا
-
قدرت و جلال
-
بافرها · ظرفیت بافری
-
تحریک برای براندازی رژیم خلق چین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن