ترجمه "prato" به فارسی

علفزار, caman, marghzâr بهترین ترجمه های "prato" به فارسی هستند.

prato noun masculine دستور زبان

Termine strettamente usato per indicare un campo di erba permanente usato per il fieno, ma anche come ricco terreno da pascolo facilmente irrigabile che non è utilizzabile per coltivazioni.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • علفزار

    noun masculine

    Il panorama offerto dalla distesa di prati era eccezionale.

    مناظر علفزار مقابل آن استثنائی بودند.

  • caman

  • marghzâr

  • ترجمه های کمتر

    • sabzé-zâr
    • ʼalaf-zâr
    • راغ
    • مرغزار
    • چمن
    • راود
    • چمن زار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prato " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Prato proper feminine دستور زبان

Prato (Leventina)

+ اضافه کردن

"Prato" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Prato در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "prato"

عباراتی شبیه به "prato" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "prato" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه