ترجمه "praticare" به فارسی
تمرین کردن ترجمه "praticare" به فارسی است.
praticare
verb
دستور زبان
Svolgere o eseguire un lavoro o una professione. [..]
-
تمرین کردن
verbSapevamo tutto quello che c'era da sapere sulla tuta spaziale e avevamo fatto pratica sott'acqua migliaia di volte.
ما تمامی آنچه که ممکن بود را میدانستیم در مورد لباس فضایی و هزاران بار زیر آب تمرین کرده بودیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " praticare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "praticare" با ترجمه به فارسی
-
بی منطق
-
پرستار مراقبتهای پیشرفته
-
الهیات عملی
-
کار نیکو کردن از پر کردن است
-
آییننامه · مقررات
-
بهترین روش ممکن
-
اجرا کردن
-
tajrobi · ʼamali · سودمند · پراتیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن