ترجمه "praticante" به فارسی
شاگرد, پراتیسین, یادگیرنده بهترین ترجمه های "praticante" به فارسی هستند.
praticante
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
شاگرد
nounSe una persona che sta studiando la Bibbia si trova a buon punto nello studio di un altro libro, può essere pratico che lo finisca.
اگر شاگرد کتاب مقدس قسمت اعظم کتاب دیگری را مطالعه کرده است، شاید بهتر باشد که آن کتاب را به پایان برساند.
-
پراتیسین
-
یادگیرنده
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " praticante " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "praticante" با ترجمه به فارسی
-
بی منطق
-
پرستار مراقبتهای پیشرفته
-
الهیات عملی
-
کار نیکو کردن از پر کردن است
-
آییننامه · مقررات
-
بهترین روش ممکن
-
اجرا کردن
-
tajrobi · ʼamali · سودمند · پراتیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن