ترجمه "prendere" به فارسی
گرفتن, bordan, gereftan بهترین ترجمه های "prendere" به فارسی هستند.
prendere
verb
دستور زبان
Entrare in possesso. [..]
-
گرفتن
verbE le persone sono obbligate a recarsi ai campi per prendere la loro acqua potabile sicura.
و مردم مجبور میشن برای گرفتن آب آشامیدنی سالمشون به داخل کمپها بیان.
-
bordan
-
gereftan
-
ترجمه های کمتر
- kharidan
- setadan
- استعمال کردن
- بردن
- بکار گماشتن
- مشغول کردن
- مصرف کردن
- کرایه کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prendere " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "prendere"
عباراتی شبیه به "prendere" با ترجمه به فارسی
-
sar-sari gereftan · یکدستی گرفت
-
gereftâr
-
gir · tasarrof · ضبط · فیش · قبض · قبضه شمشیر · مصادره · پريز الكتريكی · پریز · چنگ
-
دوربین فیلمبرداری
-
انتقالات نیرو
-
انفيه · تنباكو · تنباكوي جويدني · توتون · سيگار · سيگارهاي برگ
-
dast andâkhtan
-
gir oftâdan
اضافه کردن مثال
اضافه کردن