ترجمه "prigioniero" به فارسی
asir, zendâni, اسير بهترین ترجمه های "prigioniero" به فارسی هستند.
prigioniero
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Persona rinchiusa in una prigione in attesa di giudizio.
-
asir
-
zendâni
-
اسير
noun masculineQuello che un tempo era prigioniero alla fattoria ora corre libero in città.
چيزي که قبلا در پرورشگاه حيوانات اسير بود امروز درون شهر آزادانه ميگردد.
-
زندانی
noun masculineVedete un esempio di un prigioniero che tiene una lezione.
شما یک نمونه از اینکه یک زندانی در کلاس تدریس میکند را میبینید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prigioniero " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "prigioniero" با ترجمه به فارسی
-
زندانی سیاسی
-
هری پاتر و زندانی آزکابان
-
اسیر · اسیر جنگی · بندی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن