ترجمه "prima" به فارسی

قبل, pish, qabl بهترین ترجمه های "prima" به فارسی هستند.

prima adjective noun adverb feminine دستور زبان

Davanti, secondo il sistema d'ordine. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • قبل

    adjective

    Mi sono dimenticato di spegnere la televisione prima di andare a dormire.

    من فراموش کردم که تلویزیون را قبل به خواب رفتن خاموش کنم.

  • pish

  • qabl

  • ترجمه های کمتر

    • qabl az
    • qablan
    • نخست
    • پیش از
    • اول
    • اولین
    • زودتر
    • قبلا
    • نخستین
    • پیشاپیش
    • یکم
    • یکمین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prima " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "prima" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "prima" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه