ترجمه "proibito" به فارسی

ممنوعه, mamnuʼ, qadeghan بهترین ترجمه های "proibito" به فارسی هستند.

proibito adjective verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ممنوعه

    adjective

    Di fatto io contrabbandavo libri proibiti dalla Germania dell'ovest a quella dell'est.

    در حقیقت، من کتابهای ممنوعه را از آلمان غربی به آلمان شرقی قاچاق می کردم.

  • mamnuʼ

  • qadeghan

  • ترجمه های کمتر

    • ممنوع
    • ممنوع شده
    • منع شده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " proibito " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "proibito" با ترجمه به فارسی

  • نوار ممنوعه
  • mamnuʼ kardan · momâneʼat kardan · qadeghan kardan · بازداشتن · بازداشتن از · رد کردن · غیر مجاز کردن · قائل نشدن · ممنوع کردن · منع کردن · وتو کردن
  • شهر ممنوعه
اضافه کردن

ترجمه های "proibito" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه