ترجمه "proibizionismo" به فارسی
ممنوعیت الکل ترجمه "proibizionismo" به فارسی است.
proibizionismo
noun
masculine
دستور زبان
-
ممنوعیت الکل
Mio nonno era in prigione durante il proibizionismo.
پدر بزرگم در دوران ممنوعیت الکل زندانی بوده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " proibizionismo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن