ترجمه "reggente" به فارسی
نایبالسلطنه ترجمه "reggente" به فارسی است.
reggente
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
نایبالسلطنه
titolo posseduto da un capo di stato ad interim in una monarchia
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reggente " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "reggente" با ترجمه به فارسی
-
عضله راست شکم
-
زاویه قائمه
-
شنیدن · ملاحظه کردن
-
محور اعداد
-
خط
-
بعد
-
negahdâshtan · ایستادگی کردن · به درازا کشیدن · جلو آمدن · دوام داشتن · دوام کردن · طول کشیدن · منتظر شدن · منزل کردن · نگه داشتن · وفا کردن
-
dorostkâr · mostaqim · râst · اخلاقی · ايلئوم · دوازدهه · راست روده · راستروده · روده بزرگ · روده كور · روده كوچك · روده کور · رودهها · رک · كولون · ژژونوم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن