ترجمه "retto" به فارسی
راستروده, dorostkâr, mostaqim بهترین ترجمه های "retto" به فارسی هستند.
retto
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
Di eccellenza morale.
-
راستروده
-
dorostkâr
-
mostaqim
adjective
-
ترجمه های کمتر
- râst
- اخلاقی
- ايلئوم
- دوازدهه
- راست روده
- روده بزرگ
- روده كور
- روده كوچك
- روده کور
- رودهها
- رک
- كولون
- ژژونوم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " retto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "retto" با ترجمه به فارسی
-
عضله راست شکم
-
زاویه قائمه
-
شنیدن · ملاحظه کردن
-
محور اعداد
-
خط
-
بعد
-
negahdâshtan · ایستادگی کردن · به درازا کشیدن · جلو آمدن · دوام داشتن · دوام کردن · طول کشیدن · منتظر شدن · منزل کردن · نگه داشتن · وفا کردن
-
râst · به خط مستقیم · خط
اضافه کردن مثال
اضافه کردن